خرید بک لینک
مدتیست در زندگی سخت میگیرد. میخواستم آگهی کنم که از زندگی قطع امید کرده ام، که حجم خستگی های زندگیم آنقدر زیادتر از تاب و توانم شده که ظرفیت پذیرش من بیشتر شده... شاید یک سالی شده باشد که هیچ اتفاق مثبتی جز دوسه مورد محدود در زندگیم نیوفتاده باشد

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 18:42

سالها رفت و هنوز یک نفر نیست بپرسد از من که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟ صبح تا نیمه ی شب منتظری همه جا می نگری گاه با ماه سخن می گویی گاه با رهگذران،خبر گمشده ای می جویی راستی گمشده ات کیست؟ کجاست؟ صدفی در دریا است؟ نوری از روزنه فردا

برچسب: میخواهی؟, نویسنده: سام شاکری تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 18:42

می توان عاشق بود به همین آسانی.. من خودم چندسالی ست که عاشق هستم عاشق برگ درخت عاشق بوی طربناک چمن عاشق رقص شقایق درباد عاشق گندم شاد! آری میتوان عاشق بود مردم شهر ولی میگویند عشق یعنی رخ زیبای نگار! عشق یعنی خلوتی با یک یار! یابقول خواجه، عشق یعنی ل

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 18:42

پاییز که میشود، اوایلش هوا همچنان بویی از تابستان میدهد، تنها شبانش هست که اندکی رنگ پاییزی به خود میگیرد، ماه مهرش بوی سیب میدهد، سیبهای نارسی که به وقت زنگ تفریح در دبستان تغذیهات میشد، به وقت بعدازظهرهای دلگیرش زمان را تنها با یک فنجان چای

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 18:42

چوب نمناکی که مدتی در گوشه ای افتاده باشد را دیده ای؟ یا حتی چوب خشکی که یک جای تاریک برای مدتی باقی بماند. موریانه را اگر بشناسی شاید دیده باشی که چطور اگر به جان چوب افتد پوکش میکند...حکایت انسان است و روابطش، انسان و ذهن نیازمند معاشرت مداومش... آ

برچسب: موریانه, نویسنده: سام شاکری تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 18:42

وقتی دنیا تمام تلاشش میشود آن که دنیایت را نابود کند، چاره ای نداری جز آن که آغازی دوباره شوی بر تمام دنیای بی رحم...گاهی مجبور میشوی بشوی جبری بر جبر روزگار، درست وقتی دنیایت را نابود کرده روزگار بلند میشوی و چون ققنوس بر میانه های آتش از نو متولد م

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 18:42

بزرگتر میشوی و با خودت دغدغه هایت هم بزرگتر میشود، آرزوهایت ... فکر و خیالت بزرگتر میشود، آنقدری که یادت میرود شادمانه هایت را ، کودکانه هایت را ، معصومیت تا سرحد مرگ احساساتی شدنت را ، هیجانات نابت برای رسیدن هایی که حال برایت کمتر شده است ارزششان .

برچسب: بزرگسالی, نویسنده: سام شاکری تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 18:42

حرفت در دهانت ماسیده است، نوک زبانت هست تمام آن حرف هایی که باید بزنی و اما به خاطر خیلی چیزها، مصلحت اندیشی ها ، محافظه کاری ها درونت ته نشین شده همه چیز ... آی از احتیاط...امان از احتیاطی که تمام آن چه که باید میگفتی درونت رسوب کرد، اه از ترسی که ب

برچسب: رستگاری, نویسنده: سام شاکری تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 18:42

شعار نیست ، که دروغی هم نیست که کائنات قوانین مخصوص به خودش را دارد، خشمش یک جور است، مهربانیش یک جور و قهرش هم یک جور... که اگر با کائنات بدرفتار کردی، پاسخش را یک جا در همین کره خاکی خواهی گرفت... مثل مشتی می ماند که در لحظه هایت نشسته تا خطایی از

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 18:42

آدم ها را باید آن وقتی بشناسی که حسابی بهشان پرو بال داده ای، تنها روی نقاط قوتشان متمرکز شده ای و آن قدر از خوبی هایشان بهشان گفته ای که تازه کم کم گمان آن را ببرند که نقطه ضعفی ندارند، که کامل ترین آدم روی زمین هستند، آن قدر که اگر خواستند خودشان ر

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 18:42

ارزش احساسات آدم به آن است که در تمام لحظات زندگی چه شاد چه غمگینش لمس شود، احساس بشود و هرچه غیر از این باشد، معنای زندگی را زیر سوال میبرد... میشود روزمرگی، عادت... اما گاهی آدم ها برای در رفتن از زیربار "احساسات"، برای درگیر نشدن زیادشان و معلق

برچسب: احساسات, نویسنده: سام شاکری تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 18:42

گمان میکنی چیزی درونت گم شده که خیلی وقت پیش، آن زمان که بچه بودی، همان وقت ها که بیشترین باورت مال آدم هایی جز آدم بزرگ ها بود، جایش گذاشتی... آن صفا و صمیمیت همان وقت هایت، کودکانه هایی که همیشه فرصت آن را داشت که در هر زمان و مکانی خودش را بروز

برچسب: روزهایمان, نویسنده: سام شاکری تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 18:42

هر دختری مرزهایی دارد برای دست هایش برای موج موهایش برای قلبش و اگر مرزهایش را برای کسی بشکند و اگر از مرزهایش عبور کنی باید مرد باشی باید پای تمام جمله ها و رفتارهایت باشی قصه ی زنده به گور کردن دختر ها را شنیده ای؟ دختر ها خود را از درون زنده به گو

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 18:42

وقتی نوشتن دغدغه ات شده باشد، وقتی که آدم های زیادی با نوشته هایت زندگی کرده باشند، به تو از انرژی که از لایف استایل تو گرفته اند، از تخیل و تجربه و هر آنچه که نوشته ای میگویند و حس میکنی زندگی خیلی ها شاید تحت تاثیر نوشته هایت بوده باشد، آن وقت است

برچسب: مسوولیت, نویسنده: سام شاکری تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 18:42

چیزهایی هست که درون آدم ها از گذشته شان ته نشین میشود، گاهی درد میشود، گاهی درمان حالشان ... درد نرسیدن ها، درد شکست ها، به در و دیوار خوردن هایی که گمانشان میرود حقشان نبود ... ته نشین میشود، رسوب میکند درون آدمی، فراموش نمیشوند اما کمرنگ تر میشود،

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 18:42

انگار افسردگی مزمنی در وجود همه آدم های روی زمین باشد که منتظر ان نشسته باشد کمی از زندگی غفلت کنی، کمی روزگار آه از نهادت بلند کند تا که خودش را سریع السیر برساند بر سر خرابه های امیدت و چادرش را برپا کند و سایه بیاندازد بر زندگیت ... این میان باید

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 18:42

وقتی رفاقت را از انتها شروع کرده باشی، انگار از ابتدا همزادی داشته باشی که بی هیچ پلک زدنی از چشمانت از همان ابتدا همه چیز را آشکارا ببیند... بعضی آدم ها هم اینطورند، انقدر به دلت می نشینند، آنقدر خوب خانه سازی میکنند گوشه قلبت که چشم باز میکنی و خود

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 18:42

می گوید یادم نمی آید در تربیتت تورا جوری بار آورده باشم که اینقدر بی صبر و حوصله و عجول باشی. از بچگی پابه پایتان بوده ایم و در هیچ مشکلی تنهایت نگذاشته ام... راست میگوید...تمام عمرشان را به پایمان ریخته اند، تمام زندگیم را مدیونشان هستم ، به عقب که

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 18:42

نمیدونم از اول راهنمایی تا به الان که با کتاب شازده کوچولو آشنا شدم چند بار خوندمش.فقط اینو خوب میدونم که هر بار دلم میخواد یه کتاب بخونم که بازم ازش مطلب جدید یاد بگیرم فورا میرم سراغ این کتاب.هر وقت دلم از آدما میگیره اولین کتابی هست که میاد به ذهنم ،هر وقت کودک درونمو سرکوب میکنم این کتاب بهم کمک میکنه باز خودم رو پیدا کنم.هر سری هم که میخونمش انگار بار اوله.خلاصه که این کتاب یکی از اون کتابای هست که به شدت بهش ارادت دارم :-)

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 18:42

صفحه بندی